تبليغاتX
خاطرات پارساجون

خاطرات پارساجون

واما روز جشن اول مدرسه که برگزارشد پارسا به علت سرما خوردگی نتونست شرکت کنه وخدا بخواد از ۱شنبه راهی مدرسه میشه موفق باشی پسرم
نوشته شده در 90/06/31ساعت توسط فری| |

تابستون و دریا با دایی عزیز خیلی خوب بود

 

zt7271fb2nzi161esmk2.jpg

 

sthimo30ek25za3vbj2n.jpg

نوشته شده در 90/06/31ساعت توسط فری| |

سورپرایز فهیمه جون برای پارسا تولد ۶ سالگی

83nftl5gp659rilq799.jpg

nergc4wjzxik52uc26ec.jpg

نوشته شده در 90/06/31ساعت توسط فری| |

 

 

 

نوشته شده در 90/04/30ساعت توسط فری| |

یادمه وقتی کوچیک بودم سعی می کردیم تابستون پرباری داشته باشیم اخه مهرماه اولین موضوع انشا این بود که تعطیلات را چگونه گذراندید ...وحالا نوبت بچه های ما شده که این موضوع را روی کاغذ بیارند .

اما پارسا مهرامسال به کلاس اول میره وخوندن ونوشتن بلد نیست بنابراین تصمیم گرفتم که شرحی ازتابستون را برایش بنویسم.

بعدازتمام شدن مدرسه کلاس نقاشی وبلز ثبت نام شد وسه روز درهفته هم باشگاه میره دررشته ورزشی ژیمناستیک که ازیک سال قبل می رفت وبه قول خودش مامان خیلی خوشحالم ازاینکه سرم شلوغ شده ووقت ازاد ندارم.ازطرفی مسافرتهای یک روزه به تهران وچهارباغ و گرگان که خداراشکر شاکی نمیشه واحساس خستگی هم نمیکنه به خصوص اگه چهارباغ باشه وسپهر هم بیاد...

جالبه که این دوتا پسر یک لحظه نمی تونند یکجا ثابت بمونند ومدام در رفت وامد ازاین خونه به این خونه هستند یا درحال خاک بازی وسنگ بازی ...وبرای اولین بار این دوتا گل پسر با اسباب بازیهای نیلوفر خاله بازی می کردند و ازاین بازی خیلی هم لذت بردند وبهشون خوش گذشت .

شب نیمه شعبان درشهرما هم مثل همه شهرها جشن وپایکوبی بود وسه تایی رفتیم بیرون که درجشن باشیم وقدم به قدم شربت وشیرینی پخش می کردند وپارسا که همه اونها رو نوش جون کرد وازجشن هم راضی بود دستهاشو بالا اورد وگفت:خدایا توخیلی خوبی که جشن به این خوبی به مادادی وبابام هم کارنداشت ومارواوردازت ممنونم باز هم ازاین جشنها به ما بده

روزتعطیل هم به دریای بابلسررفتیم طبیعت بسیار زیبایی بود زمینهای شالی کنار جاده...پارسا که عاشق پدالو بود به ارزوش رسید و بالاخره سوارشد .موقع برگشتن به خونه گفت:مامان چون دیشب ازخدا تشکر کردم امروز خداهم کمکم کرد که پدالو سوار بشم

خوشحالم ازاینکه میتونه خودش همه چیزو تجربه کنه وبه پیرامونش دقت داره پسرم به امید اینکه موفق بشی وبه انچه که خواسته ات است برسی

نوشته شده در 90/04/27ساعت توسط فری| |

 

 

 

46h8kamfkl2bcf2qxbvl.jpg

فارغ التحصیلی پارسا درمقطع پیش دبستانی

نوشته شده در 90/03/07ساعت توسط فری| |

 

 

جشن هفت سین مدرسه باسربندسنجد

y8ouwkdtyipgdxw23e1i.jpg

0biwzarzf92vi5lzp4t0.jpg

عصر ۱۳بدرکنارساحل

0cbowe006huabaih8nvl.jpg

oyt18vd2wrbohephly4p.jpg

 

نوشته شده در 90/01/15ساعت توسط فری| |

 

انتخاب پارسادرجشنواره نمایش خلاق درمقطع پیش دبستانی

 

c9g3xgxzohasdyqlxar7.jpg

 

 

g3amg0tm8g2t3si1pv4.jpg

این هم عکس پارسا دربرفهای جاده کیاسر

0p6gx85grva30u8amz6.jpg

نوشته شده در 89/11/26ساعت توسط فری| |

۲-۳ روزی میشه که دندون پارسا لق شده وازاین بابت خیلی خوشحاله ومدام درائینه نگاه میکنه ومنتظره که زودتر بیفته تا فرشته مهربون براش جایزه بیاره ومجبور شدیم به خاطر لق شدن دندون شیرینی بدیم وبه قول خودش وقتی دندون جدیدم دراومد دوباره هم شیرینی میدم
نوشته شده در 89/11/09ساعت توسط فری| |

درپستهای قبلی گفته بودم که پارسا به دنبال دوستان بن تن است وچون پیدا نکردیم با زهره جون تماس گرفتیم وخدارا شکر تونست براش پیدا کنه وانهارا خرید .بعد ازان پارسا هرروزاولین چیزی که می پرسید ااین بود که مامان کی میریم کیش ؟تا اینکه هفته قبل فرصتی دست داد وپارسا همراه مامان وبابا عازم سفرشدند وقتی رسیدیم خونه دایی سعید عروسکهاشو گرفت وبه قول خودش خیالم راحت شد 

پارسا یک دوست به نام اراز پیدا کرد وبیشتراوقات با هم بازی می کردند یک روز هم به دیدن باغ پرندگان وپارک دلفینها وشو کلاسیک وپرشین شو رفتیم وازدیدن انها خیلی لذت برد ویک روز هم به ساحل زیبا رفتیم وچون هوا خوب بودپارسا تونست اونجا اب بازی کنه

 

sefoi371ral4rtnpjb17.jpg

عکسها خوب اپلود نمیشند دراولین فرصت بقیه را می ذارم

ecdwk5nd5euy7a9nf4l0.jpg

 

anzfo1ixq0pvv0iolp7.jpg

cju5wv35zg7xnu6l7r.jpg

atee6db17hf7me3xlty.jpgطاووس درباغ پرندگان

r4k3whjllaazogw5joz1.jpg

 

نوشته شده در 89/10/23ساعت توسط فری| |

Design By : Night Melody